۱۳۹۲ دی ۱۰, سه‌شنبه

برخورد صحیح با یه بیمار کدومه؟


هر بیماریی عوارض پنهان و آشکاری برای خودش داره که به نظر من وجود یه بیماری ه مُزمن می تونه شدت این عوارض رو بیشتر هم بکنه.
خب یکی مثل من بیماره و ظاهرش هم این توجه رو به بقیه میده که این آدم ِ پیش روت با بقیه فرق می کنه و تو در رفتار با اون باید بیشتر حواست جمع باشه.
ولی بعضی از بچه ها که از قضا بیمار هم هستند هیچ تظاهر جدی ِ خارجی ندارن و دارن زندگی عادیشون رو می کنن مث بقیه شغلی دارن و همسر یا پدر یا مادرن…برای همین در مواجهه با این آدمها تو از قبل تکلیفت مشخص نیست و رفتار عادی بدون هیچ ملاحظه ایی داری که در برخورد با بقیه آدمها هم داری…ولی این وسط یه چیزی درست نیست تو نمی فهمی چرا این بنده خدا درجه حساسیتش بیشتر از بقیه آدمهاست،چرا مثلا یهو از کوره در میره یا…
بارها گفتم تو(یه بیمار) باید خودت و حالت رو برای بقیه توضیح بدی…ولی خب اینکه تو ظاهر سالمی داشته باشی و مجبور باشی مدام در حال توضیح دادن ِ حال ت باشی کار سختیه.
دوست خوبم که درگیر بیماری اکستروفی مثانه است به خوبی این چرا یی رو از منظر خودش توضیح داده.



ولی به نظر توی نوعی که به هرعلتی یا خودت بیماری یا دمخور ِ بیماری هستی و از نزدیک می شناسیش،واقعا باید چیکار کرد؟و برخورد ِ صحیح چیه؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر