دکتر بابک زماني
متخصص مغز و اعصاب، عضو هيأت علمي دانشگاه علومپزشکي تهران
ايالاس (ALS) يك بيماري سيستم حركتي است و در آن در يك زمان خاص -در هر سني-سلولهاي حركتي سيستم اعصاب شروع به تحليل رفتن ميكنند. در سيستم اعصاب براي حركت، دو گروه عصب (سيم) وجود دارد؛ يك گروه فرمان حركت را از مغز به نخاع منتقل ميكنند و گروه دوم فرمان حركت را از نخاع دريافت و به عضلهها منتقل ميكنند. در بيماري ايالاس اين دو گروه سيم رفتهرفته تحليل ميروند و بهتدريج تمام حركات ارادي بيمار از بين ميرود و مابقي اعمال او كاملا سالم ميمانند. به همين دليل بعد از ابتلا به اين بيماري، دوران جديدي در زندگي بيمار شروع ميشود؛ دوراني شامل فلج كامل اما با عقل و هوش و حس كاملا سالم. زندگي بيمار از اين زمان به بعد تحتتاثير عوامل متعددي است؛ نخست اينکه ادامه حيات مستلزم سطح بالايي از تكنولوژي پزشكي است كه بتواند يك بيمار كاملا فلج را مدتهاي طولاني بدون عارضه نگهدارد، سطح كيفيت تكنولوژي پزشكي مستقيم با سطح كيفيت زندگي بيمار ارتباط دارد و بيترديد تكنولوژي بالاتر مستلزم هزينههاي بيشتري است.
ميتوان گفت سطح زندگي بيمار به فرهنگ جوامع و به تبع آن ميزان هزينهاي كه جامعه در چنين مواردي حاضر است بپذيرد، ارتباط پيدا ميكند. البته با توجه به شيوع پايين اين بيماري، ميزان ثروت جامعه عامل چندان مهمي محسوب نميشود. اگرچه در کشورهاي توسعهيافته كه اطلاعات عمومي درباره تمام بيماريها بسيار بالاست (گاه به شكلي خطرناك) و زندگي هم عمدتا در حركت تعريف ميشود، هراس از اين بيماري بسيار بالاتر از ساير بيماريهاست اما در كشور ما خوشبختانه گويا هنوز نام اين بيماري و هراس آن وارد فرهنگ عمومي نشده و همچنان همه مردم از بيماري اماس (MS) كه در مقايسه با اين بيماري مثل يك سرماخوردگي ساده است، ميترسند و ترس از اين بيماري عمدتا محدود به پزشكان است. اميدواريم در سالهاي آينده شاهد تغيير نگرش و توجه مردم و مسوولان نسبت به اين بيماري هم باشيم ولي اين توجه همراه با اطلاعرسانيهاي گسترده و بيرويه از طريق رسانهها نباشد زيرا ممكن است منجر به وحشت عمومي شود، همانگونه كه در توجه به اماس اتفاق افتاد.
نقش توانبخشي در درمان اي.ال.اس غيرقابل انکار است
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر